السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

713

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

آن را پذيرفتند . و از آن جمله است : مراجعه‌ى آنان به خبر ابوبكر در مورد گفته‌ى ايشان : « الأنبياء يدفنون حيث يموتون » و « نحن معاشر الأنبياء لا نورّث ، ما تركناه صدقة » و از آن جمله است : مراجعه‌ى او به خبر مغيرة و محمّدبن‌مسلمة درباره‌ى ارث‌بردن جدّة كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم يك ششم براى او قرار داد ، و نيز در قضيه‌اى كه بلال اطّلاع داد كه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم حكم فرمود بر خلاف آن‌چه او حكم كرده بود و او پذيرفت و حكم خود را نقض كرد . نمونه ديگر بازگشت عمر از تفصيل انگشتان در ديه بود . او به عنوان ديه انگشت كوچك شش شتر ، و براى انگشت بين كوچك و ميانى نُه شتر و در انگشت ميانى و سبّابه ده شتر ، ده شتر و در انگشت شصت پانزده شتر قرار داده بود ؛ اما بعد به خبر عمروبن‌حزم بازگشت كه گفته بود : در هر انگشت ده شتر و بازگشت او از ارث نبردن همسر از ديه‌ى شوهرش به ارث بردنش از آن با گفته‌ى ضحّاك‌بن‌مزاحم كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم برايش نوشت كه زن اشيم ضبابى از ديه‌ى شوهرش ارث ببرد . و عمل‌كردن او به خبر عبدالرّحمان‌بن‌عوف در جزيه گرفتن از زردشتيان كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرموده : « با آنان مانند اهل كتاب رفتار كنيد . » و عمل‌كردن او به خبر حمل‌بن‌مالك كه گفت : ميان دو كنيز خودم يعنى دو هَوو بودم كه يكى ديگرى را با تابه‌ى بزرگى زد و جنين او سِقط شد . رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر او به آزاد كردن بنده‌اى حكم فرمود . عمر گفت : اگر اين را نمىشنيديم به رأى خود قضاوت مىكرديم . و از آن جمله است : عثمان به روايت فريعةبنت‌مالك عمل كرد هنگامى كه گفت : نزد رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم پس از مرگ شوهرم آمدم تا درباره‌ى موضع عدّه از او اجازه بگيرم . فرمود : درنگ كن تا عدّه‌ات سرآيد ، و انكار نكرد خروج براى استفتا را در مورد اينكه همسر شوهر مرده بايد در خانه‌ى شوهر عدّه نگه‌دارد و نه شب و نه روز بيرون نيايد ، در صورتى كه كسى را بيابد كه كارهايش را انجام دهد . و از آن جمله است : آن‌چه شهرت يافته از عمل على عليه السلام به روايت مقداد